محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

45

مجربات اكبرى ( فارسى )

باشند بر سر مالند قروح و اورام خبيثهء سر ، كه به هيچ دارو به نشود ، از اين به گردد . ديگر ؛ كچلا « 1 » ، پلاس پاپره و زيرهء سپيد هر سه در روغن بسوزند و به سنگ بسايند تا مرهم شود به كار برند در قروح سر مجرب است . ديگر ؛ خردل « 2 » يعنى ؛ رائى نيم بريان كنند و باريك بسايند و به روغن كنجد آميزند و روزى دو سه بار بر قروح سر مالند مجرب است . فصل در صرع و ام الصبيان كه قسمى از صرع است : بگيرند دل گهوس و آن را هفت قطعه كنند و هر قطعه به روز يكشنبه بريان كرده ، بخورانند تا هفت يكشنبه همچنان كنند ؛ صرع كهنه دور شود و گهوس حيوانى مشهوراست مانند موش اما از موش بغايت كلان مىباشد و بر بدن وى موى بسيار مىباشند و در سوراخ ديوارها همچو موش سكونت دارد . ديگر ؛ گوشت گلهرى نيز مفيد است بريان كرده بدهند ، قدرى صرع كهنه دور شود . ديگر ؛ پلاس پاپره اندكى در آب بسايند و در بينى چكانند مصروع به حال آيد . ديگر ؛ جدوار كه به هندى نربسى « 3 » گويند ، نيم دانگ با دانگى [ يا

--> ( 1 ) - كچلا : اسم هندى ازاراقى است . ( تحفه ) ( 2 ) - خردل : رائى : تخم گياهى است برگش شبيه به برگ توت و از آن كوچكتر و خشن و مربّع السّاق و گلش زرد و قسمى از برى آن را به تركى قجى نامند و تخمش مدوّر و سرخ ، و قسمى را ككج نامند و برگش ريزه تر از بستانى و تخمش غير مدوّر و سرخ ، و تند طعم و سفيد او را اسفند سفيد گويند و آن حرف ابيض است و مذكور شد و مراد از مطلق خردل نوع سرخ ، اوست . ( تحفه ) ( 3 ) - نربسى : جدوار . زدوار . ماه پروين .